تبليغاتX
ActivE TeaM -

 اینم جزوه ارتباط با مردم که بعضی بچه ها فکر میکنند توش ضعف دارن...

اینم بیشتر از همه تقدیم میکنیم به تیم قشنگ سمیه خانوم...

از کامیار بیشتر توقع داریم...

 

 

موفقيت فردي

 

 

روشهاي ارتباط موثر در كار و زندگي

چگونگي رفتار با مردم

دانستن چگونگي رفتار با مردم به اندازه شايستگي هاي فـنـي و مـديريتي اهميت دارد. به بدترين كارفرمايي كه تـا حـال داشـتـه ايـد فـكر كـنـيد. بـيـاد آوريـد كـه چطـور فقدان مهارتهاي رفتار با ديگران در او باعث دلسردي و عدم بهره وري ديگران و خروج شما با نا اميدي گرديد.

يك انسان موفق نيمي كارمند است، نيمي سياستمدار.او مي داند كار كردن با ديگران بخصوص در دنياي كنـونـي كـه مملو از انسانهاي دمدمي مزاج و زود رنج اسـت، روال ارتباطي خاصي را مي طـلبد. او سـخـن يـكـي از بــزرگان جامعه شناس كـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته باشيد با مخلوقات منطق طرف نيستيد،بلكه با مخلوقـات احـساسـات، مـوجوداتـي كه سرشار از تبعيض، روحــيات پيش داوري و تعصب مي باشند، و با غرور و خودبيني دست بگريبانند طرف هستــيد،" را مد نظر دارد.

در ايـن قسمت برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد. براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد.

11 قانون اصلي براي ارتباطات انساني

ديگران را با نام صدا بزنيد

اين خوشايند ترين صدا براي گوش هر كسي است. وقتي نام فردي را بكار مي بريد، در حقيقت پيغام خود را به صـورتي اختصاصي و تـنها براي شـخـص او مبـدل مـي سـازيــد. همچنين علاقمندي و ميزان اهميت شما را نسبـت به فرد ميـرسـاند. اين يك ابزار ساده فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي بـاشـد چـرا كه يك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود مي آورد. جملات خود را با اسامي افراد آميـخته، و بـا سـؤالاتــي نــظـيـر، "علي، امروز خوب هستي؟" آغاز كنيد.

 

اشتباه خود را بپذيريد

ممكن است تصوركـنيد كه اگر اشتباهي كه مرتكب شده ايد را بگردن نگيريد، وجهه خود را از دست خواهيد داد. اين كار درست نيست. اعتراف به اشتباهات در مـحيط كـار يكي از ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي مبادرت به آن مي نـمايـنـد. بـيـامـوزيــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـي را كنار گذاشته و بپذيريد كه كامل نيستيد. فقط در اين كـار زياده روي نكنيد مثلا لازم نـيست با عذرخواهي هاي فـراوان در جـلسـات اقـدام به بيان اشتباهات خود نماييد. يك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند.

ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد

اندك افرادي در بين ما، كه معمولا عقل كل خطاب ميگردنـد، بـنـظر مي رسد اينگونه فكر ميكنند كه هيچ كسي جز خودشان قادر به انجام صحيح امور نميباشد. جزء اين گروه از افراد نباشيد. به قابليتهاي ديگران اعتماد كنـيد. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتريـن وجـه ممـكن اطـمـيــنان داشتـه بـاشيد. ايـن به مـعناي داشتن انتظارات بيش از حد نيست. باور داشتن يك فرد او را تشـويـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا اميدي جلوگيري بعمل مي آورد.

علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد

"كارها خوب پيش ميره علي جان؟خوبه، ميشه اين پرونده ها رو برام چك كني؟" اين به معناي ابراز علاقه نبوده و بيشتر به دوستي خاله خرسه شباهت دارد. هر فردي در دفتر كار شما داراي سابقه اي غني از علايق، تجارب و سلايق مي بـاشد. حـتـي اگر نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب كنيد.

اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند.

به سخن خود مشغول بوده و بدانيد چه وقت بايد آنرا بيان كنيد...

 

 

از ديگران تعريف و تمجيد نماييد

فقط نگوييد "خوب بود." در مورد تعريف خود صريح تر بوده و نشان دهيد كه در مورد آنچه كه فرد در حقيقت انجام داده آگاهي داريد. "علي، تـو خيـلي خوب جلسه را اداره كردي بخصوص وقتي هـمـه از مسيـر مـوضوع اصـلـي منـحرف شده بودند،" اين يك مثال خوب است. در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقـعا نـيـاز است انتقاد نماييد. انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف دوسـتـي قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود.

مراقب حرفهايتان باشيد

اگر تصميم پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه آن را انـجـام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگي با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنيد، در مـورد كـارهـاي بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتيجه پيشرفتي نخواهيد كرد.

قدرداني و سپاسگزاري كنيد

اگر فـردي لـطفـي به شما كرد، و يا براي انجام كاري براي شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گرديد كـه بـه اين سـعي و تـلاش آگـاه شويد. شما بخودي خود مستحق لطف نـبـوده و كسـي بــه شما بدهكار نيست. اگر مورد لـطـف واقـع شـديد، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنيد.

با فكر و با ملاحظه باشيد

هـرگز تـصور نـكيند كه ديگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـي خـواهـنـد كـرد. برخي افراد بصورت طبيعي تك تك كلماتي كه شخص بـيـان مي كنـد را بـراي يـافــتن يك رودررويي شخصي مورد جستجو قرار مي دهند. شما نمي تـوانيـد اينگونه افراد را تغيير دهيد، اما قادريد نزد آنها حرف هاي خود را با دقت سازمان دهي نماييد. پيش از صحبت كـردن فكر كنيد و مطمئن شويد كه هيچ ابهامي كه باعث سوء تعبيـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.

همچنين ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد، اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال درباره عقايد و باورهايشان مي انديـشند. شما بايد نظرات آنها را محترم شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر ميكنند. بجاي مـشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور نيـستـيد مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه مي گوييد."

از خود گذشتگي كنيد

گه گاهي از مكان شغلي خود خارج شده و به ديگران در كـارهـايشـان كـمك نماييد. اين عمل را بدون اينكه از شما درخواست شود انجام دهيد. گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي نـمـوده و در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاد خـواهد شـد. دوم، بـراي خود لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازميگردد.

متواضع و فروتن باشيد

تلاشهاي مشهود براي تحت تاثير قرار دادن همكاران و اشخاص مافوق نـتـيجه عكس به همراه خواهد داشت. هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط ديـگران تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري بنماييد. كاميابيـهاي شما زماني مصداق واقعي پيدا ميكنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن بميان آوريد.

به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد

هـر كسي اشتباه مي كـنـد. بــه دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟ پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي كه شخص ( نه با خنديدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه اي دوستانه به شانه هـاي او از پريشانيش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد اين شـركـت هـم مـمـكـن است پيش بيايد." با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان نرسيده است. اگر مـــناسب است، بجاي جلب توجه بي مورد نسبت به اشتباه رخ داده، هيـچ چيزي نگوييد.

 

 

 

پاكسازي ميدان مين

محيط كاري مي تـواند ميـدان ميـني از اشـخاص زود رنـج و احـساساتـي بـاشــد. داراي خصوصيات خود بودن آن را خنثي نمي كـنـد. بـا دانسـتـن قـوانـيـن بـرخـورد بـا ديـگـــران سياستمدارترين فرد محل كار خـود بـاشـيد. امـروزه، كـارمنــداني كه از روابط انساني به بهترين وجه آگاهي دارند، مناسب ترين افراد براي مديريت محسوب ميگـردند. كـارفرماي شما احتمالا اين موضوع را دانسته و به آن توجه خواهد كرد.

خود شناسي

تصويرذهني انسان از خويشتن

جهان بازتابي از خود ماست . وقتي از خود بيزاريم از همه بيزاريم و وقتي به همين که هستيم عشق مي ورزيم تمام جهان بنظر فوق العاده و دوست داشتني مي آيد . تصويري که انسان از خويشتن در ذهن دارد دقيقا تعيين مي کند که چه رفتاري از او سر خواهد زد با چه کساني

دوستي خواهد کرد براي چه چيزهايي دست به تلاش خواهد بردو از چه چيزهايي اجتناب خواهد کرد.

تصوير ذهني انسان از خويشتن تعيين کننده هسته توجه اوست .

تصوير ذهني انسان از خويشتن به دو دسته تقسيم مي شود:

·                وجود يک تصوير ذهني خوب به فرد اين امکان را مي دهد که به تعريف هايي که از او مي شودو به موفقيتهايي که به آنها دست يافته است ، افتخار کند که اين نبايد به خود خواهي و غرور تبديل شود.

·                اگرتصوير ذهني ما از خويشتن يک تصوير نا سالم و ضعيف باشد همواره در درون خود زمزمهاي مي شنويم که مي گويد:((من لياقت ندارم))

 

 

 

واما

منشا تمام افکار وحرکات ما چگونه ديدن خويشتن است.

اولين گام بسوي يک پيشرفت گسترده براي کسب نتايج مطلوب تغيير نوع تفکر و بيان ما در ارتباط با خويش است.

تمريني براي خود شناسي

شخصيت

شخصيت شامل ويژگي ها و مختصاتي است كه هر فرد را از سايرين متمايز مي كند. شخصيت، سبك زندگي هر فرد را مي سازد، مجموعه باورها و

اعتقادات، احساسات و رفتار هر فرد را شكل مي دهد و نحوه برقراري ارتباط او را با خود، ديگران و هستي تعيين مي كند. شيوه ادراك،

تجربه اندوزي، تفاهم، ارزيابي، نحوه واكنش و برخورد با مسائل و مشكلات، اجزاء شخصيت افراد را روشن مي كند.

شخصيت دو وجه دارد:

يك وجه آن 'دروني' است و يك وجه 'بيروني' كه از آن محافظت مي كند(مانند جمجمه كه از مغز در برابر آسيب ها و لطمات و صدمات

خارجي محافظت مي كند.) شخصيت ظاهري (بيروني) پوششي است براي شخصيت باطني(دروني) از ضربه هاي روحي و رواني.

هر فرد داراي سه مركز يا غريزه است كه به وي كمك مي كند تا به زندگي خود ادامه دهد:

۱- غريزه صيانت ذات: در ناحيه شكم واقع شده است. كار اساسي آن آگاه ساختن ما از نيازهايمان است. هنگامي كه اين غريزه بيمار مي شود، احساس ناامني مي كنيم.

2- غريزه ارتباطات: در ناحيه قلب قرار دارد و احساسات عاطفي و هيجاني شخص را توليد مي كند. هنگامي كه اين غريزه خوب كار نكند،

دچار احساس تنهايي، ملال و افسردگي مي شويم.

۳- غريزه جهت يابي: كه در مركز سر قرار دارد و احساس هويت و بودن ما را ايجاد مي كند: اين كه ما چه كسي هستيم، از كجا آمده ايم و به كجا خواهيم رفت. اين غريزه كمك مي كند تا هدف و مقصود و مقصد و مفهوم زندگي خويش را بشناسيم. هنگامي كه اين غريزه آسيب مي بيند، احساس بيهودگي و پوچي مي كنيم.

در طبيعت و سرشت انسان ها وجوه مشترك فراواني وجود دارد. افراد داراي رنگ هاي گوناگون شخصيتي هستند، اما در هر فرد يك رنگ مي تواند بر ساير رنگ هاي برتري و تفوق داشته باشد كه ديگر رنگ ها را تحت الشعاع خود قرار دهد. در واقع اين رنگ غالب، رنگ قوي تر شخصيت آن فرد را تشكيل مي دهد. اين سه مركز، كانون هايي براي استنتاج و ارزيابي و كسب اطلاعات است، مثلاً افرادي كه ناحيه شكمي راترجيح مي دهند، تيپ هاي خوب، مقتدر و مسالمت جو هستند و افرادي كه ناحيه قلب در آنها برتري دارد، تيپ هاي دوست داشتني، اهل عمل و مبتكر هستند و افرادي كه مركز سر در آنها غالب است، تيپ هاي دانا، صادق و وفادار، شاد و مسرور هستند. هنگامي كه يك مركز بر آن مي شود تا وظايف ساير مراكز را انجام دهد آنگاه شاهد اختلالاتي چون عدم تعادل مي شويم و يا سرسخت و لجباز افراطي مي شويم و يا احساساتي و زودرنج، ولي وقتي كه هر سه مركز به گونه اي آزاد و هماهنگ عمل مي كنند احساس رهايي ،اعتدال و آرامش مي كنيم. اگر مي خواهيم به تكامل برسيم بايد تمام جنبه هاي متضاد وجود خود را كشف كنيم و تمام آنها را مشخص سازيم و تنها به شناخت شماري ازآنها اكتفا نكنيم. با معرفتي كه از قطب هاي متضاد وجود خود پيدا مي كنيم، انرژي و نيروي لازم را در خويش بوجود خواهيم آورد، حال آنكه اگر تنها به يك قطب بپردازيم توان دلخواه را از دست مي دهيم. صفاتي كه براي شما قابل قبول است، در باطن شما جايگاه خاصي دارد و مشخص و معلوم است، اما صفاتي را كه از دايره شخصيت خود بيرون كرده ايد چه بسا به صورت رؤيا و كابوس به خوابتان مي آيند و يا آنها را به سوي ديگران فرافكني مي كنيد. به همين علت است كه در بعضي اشخاص صفات خوشايند و يا ناخوشايند مي يابيد.

 

 

انجام تمرين هاي زير به خودشناسي شما كمك مي كند. در مورد پرسش هاي زير خوب بينديشيد و با دقت پاسخ دهيد:

1- آيا با حالات جسماني خود مثل خستگي و بيماري كنار مي آييد؟

2- وضعيت عاطفي و هيجاني شما چگونه است؟ آيا آنها را ابراز مي كنيد يا به احساسي مخالف با احساسي كه داريد، تظاهر مي كنيد؟

3- عشق خود را چگونه اظهار مي كنيد؟

4- خشم خود را چگونه اظهار مي كنيد؟

5- آيا عواطف شما جسمتان را تحت تأثير قرار مي دهد؟

6- آيا مي توانيد با ديگران برخورد مناسب و همراه با مسالمت و مدارا داشته باشيد؟ آيا با ديگران با گرمي و صميميت، رفتار مي كنيد؟

آيا به موقع مي توانيد خود را از مردم كنار بكشيد و در صورت ضرورت از ايشان دور نماييد؟

7- آيا خود را آسيب پذير و ضعيف نشان مي دهيد؟

8- آيا احساسات شما تابع شماست و يا شما تابع احساسات خود؟ آيا احساساتتان آشفته و ناگهاني هستند؟ با احساسات خود چگونه كنار مي آييد؟

9- آيا قواعد ذهني شما با واقعيت هاي موجود توافق و هماهنگي دارد؟ آيا نقشه هايي را كه در ذهنتان مي پروريد، مبهم و غير حقيقي مي انگاريد؟ آيا نياز داريد كه نقشه هاي ذهني خود را با شرايط و اوضاع كنوني وقف دهيد؟

10- آيا افكار آزاردهنده داريد و يا مسائل و مشكلات را كوچك و بي اهميت تلقي مي كنيد و خود را به تغافل و بي خبري مي زنيد؟

11- آيا مي توانيد روي موضوع خاصي متمركز شويد و يا در دور باطلي قرار مي گيريد؟ آيا نياز به شناخت درماني داريد تا افكاري روشن، متمركز و منطبق با حقيقت داشته باشيد؟

12- در تصميم گيري كدام مركز را براي مشورت انتخاب مي كنيد و به آن اطمينان داريد؟ تصميم هاي عجولانه و شتابزده مي گيريد و يا با هيجانات و احساسات خود مشورت مي كنيد و يا عقل و منطق را ترجيح مي دهيد(يعني نظريات مختلف را جمع آوري مي كنيد تا بتوانيد آنها را مورد استفاده قرار دهيد)؟

13- تصميم هاي مهم زندگي خود را بنويسيد و كانون تصميم گيري خود را در هر يك مشخص كنيد و بالاخره كانون ارجح را پيدا كنيد كه جسمتان است يا قلبتان و يا ذهنتان؟

14- هنگامي كه حال خوش و آرامي داريد چه احساس و تفكري نسبت به خود و ديگران و نحوه ارتباط با آنها داريد و اصولاً چه تفاوتي با زماني كه ناراحت و كج خلق و دلواپس هستيد داريد؟ مثلاً قادر به انجام چه كارهايي مي شويد كه در موقع بد حالي از عهده آنها برنمي آييد؟

15- احساسات، انديشه ها و رفتارهاي خود را در زماني كه حس مي كنيد، داريد از هم مي پاشيد و توان مقابله با مشكلات را از دست داده ايد، شرح دهيد.

۱6- با موقعيت هاي تنش زا چگونه برخورد مي كنيد و چگونه مي كوشيد تا با پيدا كردن موقعيت مناسب، خود را از اين وضع رها كنيد؟ آيا براي رهايي از مشكلي كه آزارتان مي دهد به روش هاي نوميدكننده و بي اثر متوسل مي شويد؟

۱7- چه چيزهايي مانع از آن مي شود تا نتوانيد كار دلخواه خود را انجام دهيد و يا آنچه را در دل داريد به زبان نياوريد؟

۱8-چه عواملي شما را از نيرومند شدن و يا عاشق شدن باز مي دارد و يا از ابراز احساسات شما جلوگيري مي كند و اجازه نمي دهد كه خوش خلق باشيد؟

19- آنچه را كه قادر به انجام آنها نيستيد يا اجازه انجام آنها را به خود نمي دهيد، به دقت بنويسيد. (منظور كارهايي است كه با انجامش مي توانيد تغييرات اساسي در سبك زندگي و شيوه ارتباطي خود بوجود آوريد).

۲0- چه وسوسه هايي در ذهنتان داريد؟ آيا هيچ يك از اين وسوسه ها مسبب مشكلات شما نبوده و يا موجب انحراف خلق و خو و ناسازگاري در شما نگشته است؟

۲1- به نظر شما چه خصوصياتي باعث رشد و بلوغ و كمال فردي مي شود؟ آن صفات، ويژگي ها و خصلت ها را فهرست وار بنويسيد.

22- از مهارت هاي مذكور در سؤال قبل، كداميك را دارا و يا فاقد آن هستيد؟

23- وقتي مضطرب هستيد و يا مثلاً دچار خشم و يا هراس شده ايد، چه واكنشي نشان مي دهيد؟ گزينه هاي زير را در مورد خود به ترتيب اولويت مشخص كنيد: - در خود مي خزيد و به تفكر مي پردازيد. -احساساتي مي شويد و بدون فكر وارد عمل مي شويد. - ديگران را سرزنش مي كنيد و عيب جو و خرده گير مي شويد. - كارهايي را انجام مي دهيد كه مطابق تمايلات باطني شما نيست. - آنچه را كه براي ديگران آشكار است ، انكار مي كنيد و مي كوشيد واقعيت را ناديده بگيريد. - و...

24- ما براي چه در اين دنيا هستيم و هدف و مقصودما از زندگي چيست؟ خيلي واضح و روشن بيان كنيد به طوري كه يك موجود غيرزميني پاسخ شما را درك كند.

25- اگر فقط يك سال فرصت زنده ماندن و زندگي كردن داشتيد چه كارهايي انجام مي داديد؟ چرا از هم اكنون اين كارها را انجام نميدهيد؟

26- وظايف شما در زندگي چيست؟ احساس مي كنيد براي چه كاري ساخته شده ايد و از عهده چه كاري بهتر برمي آييد؟ جملات زير را كامل كند: - دوست دارم چه جور آدمي باشم... - دوست دارم چه فعاليت هايي را دنبال كنم... - رسالت فردي من عبارت است از اين كه...

27- چه توقعاتي داريد؟

28-دنيا را چگونه مي بينيد؟ (مثلاً عقيده بر اين است كه دنيا رحم و مروت نمي فهمد. پس چه تاكتيك و شگردي بايد به كار برد تا بتوان در اين معركه مغلوب حريفان نشويم و در صحنه كارزار پيروز و سربلند شويم؟)

29-اگر شما وارد قلمرو امر و نهي ها شويد و قواعد را بشكنيد و يا از اين حد و مرز بگذريد، احساس ترس مي كنيد؟ براي از بين بردن اين ترس چه اقداماتي بايد انجام دهيد و به چه نيرويي نياز داريد تا بتوانيد با اين ترس ها مقابله كنيد؟ تمام ترفندها و شگردهايي را كه نياز داريد، فهرست وار ذكر كنيد.

30- دو ستون رسم كنيد. در ستون اول تمام صفاتي را كه در خود سراغ داريد، بنويسيد. در ستون دوم، صفات متضاد را بنويسيد، صفاتي كه شما مايل به قبول آنها نيستيد. با توجه به پاسخ هايتان به سؤالات فوق، به پرسش هاي زير پاسخ دهيد. ۱- در دل شما چه مي گذرد؟ ادراكات و احساسات شما كدام است؟ با خود و ديگران چگونه ارتباطي داريد؟ ۲- در ذهن شما چه مي گذرد؟ باورها، اعتقادات، ارزش ها و افكار شما چيست؟ ۳- از چه مي ترسيد؟ (از گزينه هاي زير يكي را انتخاب كنيد.) الف) ابراز خشم، برخورد كردن، ضعيف بودن ب) نيازمندي، شكست، سطحي بودن ج) درد و رنج، انحراف و كژروي، تهي و پوچ بودن ۴- نيازهاي شما چيست؟ كداميك از مجموعه هاي زير را ترجيح مي دهيد؟ الف) نيكوكاري، صلح و آرامش، قدرت ب) عشق، كارايي، اصالت ج) عقل و خرد، وفاداري، شادماني ۵- كداميك از مكانيزم هاي دفاعي زير را غالباً به كار مي بريد؟ الف) واكنش سازي (تظاهر و وانمود كردن)، اعتياد، انكار ب) واپس راني، همسان سازي، درون نگري ج) انزوا، فرافكني،

تفکر مثبت

7 پيشنهاد براي ايجاد تفکر مثبت

۱ـ در هر طبقه اي، در جست و جوي افراد مثبت براي ايجاد ارتباط باشيد.

۲ـ در هر سخنراني، در جست و جوي ايده هاي جالب باشيد.

۳ـ در هر فصل کتاب، در جست و جوي مفهوم هايي باشيد که براي شما مهم هستند.

۴ـ با هر دوستي، درباره ايده جديدي که به تازگي يادگرفته ايد، صحبت کنيد.

۵ـ از هر معلمي سئوال هاي خود را بپرسيد.

۶ـ ليستي از اهداف، افکار و رفتار مثبت خودتان تهيه کنيد.

۷ـ به خاطر داشته باشيد، شما همان چيزي هستيد که فکر مي کنيد.

انرژي مثبت چيست ؟

آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه اين خود ما هستيم كه از طريق بسياري از اعمالي كه انجام مي دهيم يا انديشه هايي كه مي كنيم و حرف هايي كه بر زبان مي آوريم ، مجازاتها و تنبيهات خود را تعيين و مشخص مي كنيم. يعني اگر تفكرات و انديشه هاي ما مثبت باشند ما انرژي مثبت موجود در پيرامونمان را به خود جذب مي كنيم و اگر تفكرات و انديشه اي ما منفي باشند ، به تناسب انرژي منفي موجود در پيرامونمان را جذب مي كنيم.راستي انرژي مثبت چيست؟ انرژي مثبت اساساً همان چيزي است كه در ذهن خود تصوري درست از آن داريم؛ يعني همان نور- خوبي - محبت- عشق- انفاق- صبر- احسان به همنوع - اميدواري و...

و به همان اندازه انرژي منفي همان چيزي است كه در ذهن خود تصويري درست از آن نداريم؛ تاريكي و ظلمت ونفرت(كه مهمترين سلاح براي شيطان به شمار مي رود) بد جنسي ،شرارت، رذالت ،بي صبري، خود خواهي ،تعصب، نا اميدي و ياس و اندوه . اين دو انرژي مثبت و منفي در مخالفت از همديگر فعاليت مي كنند و ضد يكديگر و زماني ما بتوانيم اين انرژي ها را در درونمان،آرام سازيم و بر آنها تسلط يابيم بي درنگ خدمتگذار ما مي شوند. هر چيز مثبت ، مثبت خود را جذب مي كند و هر چيز منفي ، منفي خود را . نور در جستجوي نور است و ظلمت شيفته ظلمت پس چنانچه ما كاملاً مثبت يا كاملاً منفي بشويم كم كم به سراغ اشخاص مي رويم و جذب مي شويم كه مانند خود ما هستند. اما نبايد فراموش كرد كه ما خود مثبت و يا منفي را انتخاب مي كنيم . صرفاً با تفكر انديشه هاي مثبت و بيان مطالب خوب و مثبت قادر مي شويم انرژي مثبت را به خود جذب كنيم . زيرا انسان با بيان مطالبي ، قادر است ميدان انرژي اطراف بدنش را تحت تأثير قرار دهد . زيرا قدرتي عظيم در افكار و انديشه هاي ما نهفته است و اين خود ما هستيم كه محيط اطرافمان را با افكاري كه در ذهن داريم ، مي آفرينيم .

روح قدرتي عظيم براي كنترل ذهن دارد و ذهن نيز بر جسم تسلط دارد و زمانيكه ذهن و فكر ما منفي باشد ، انرژي منفي اطراف را جذب كرده و باعث ضعف تدريجي سيستم دفاعي بدن شده و كالبد فيزيكي ياراي مقاومت و مصونيت از بيماريها و امراض را ندارد و اين زماني پيش از پيش صادق است كه افكار ما (منفي) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نيازها و مشكلات ديگران اهميتي ندهد . حال آنكه اگر به فكر خدمت به ديگران باشد مي تواند امراض خود را شفا دهد . با پرورش نيروي ايمان كه مانند كشت گياهان است و داشتن اين تصور كه اگر خوبي كنيم ، خوبي دريافت مي كنيم و اگر بدي كنيم ، بدي دريافت مي كنيم و اينكه با داشتن تفكر مثبت و بيان جملات و واژه هايي هر چند ساده كه قادرند يكي از دو نوع انرژي مثبت و يا منفي را جذب كنند ، باورمان نمي شود كه اين خود ما هستيم كه مي توانيم راهرويي پيچ در پيچ از نااميدي و اندوه خود بيافزاييم . به همان اندازه ما مي توانيم جاده اي عريض و پهن و دلپذير از تحقق يافتن تمام آرزوها و اميدهايمان و سعادت و نيكبختي مان ، پديد بياوريم.

حقيقت اين است كه انديشه هاي ما ، از قدرتي خارق العاده برخوردارند.

 

 

 

روشهايي براي كسب احترام

احترام

همه آن را مي خواهند، معدودي بدستش مي آورند.

چـرا؟ به شما خواهيم گفت چرا. احتـرام اكتـسابي است؛هرگز به كسي اهدا نميشــود. امروزه با هجوم مردم بـراي انجام دادن سراسيمه وار كارها، انـدك افـرادي داراي اراده،بـردبـاري يا پشتكار مورد نياز براي مورد احترام واقع شـدن حقيقي مي باشنـد. همانند نوشيدن يك قهوه اسپرسوي خوب، ايـجـاد احـتـرام نـيازمند زمان و درنظر گرفتن جزئيات ظريفاست تا بتوان به بهترين نتيجه دست يافت.
احترام همچنين رابطه مستقيم با شـهرت و اعتـبـار شـما دارد. از خود جلوه اي متشخص بسازيد، احترام بـه عنـوان نتيجه ظاهر خواهد شد.
روشهايي براي سرعت بخشيدن به اين فرايند وجود دارد -- حـداقـل براي كوتاه مدت - از طريق برخي راههاي ميان بر. براي مثال خود را در موقعيتي قرار دهيد كـه بـتوانيد قدرت خود را بكار ببريد ( قدرت حقيقي، نه در راس قدرت دربان باشگاه )، آنگاه مقـدار معيني از احـتـرام به شما اعطا خواهد شد، نه بدليل اينكه استحقاقش را داشته ايد، بـلـكه بـه اين خاطر كه موقيت جديد شما اينطور ايجاب مي كند.

بروي كسي آب دهان نيندازيد

من با يك مامور عاليرتبـه پليس آن قـدر دوستي عميـقي داشتـم كـه مي توانستم روي صورتـش آب دهـان بـيـنـدازم و از او بـخـواهم بدليل اينكه سد راه آب دهانم شده، از من عـذر خواهي كند، اما بخاطر مقام او از انجام چنين كار گستاخانه اي خـودداري كـردم. مـن بـراي مـقـام ريـاست احتـرام قــائل هستم، بنابراين بدليل مقام او، به رئيس خود احترام ميگذارم نه بخاطر آنچه كه او انجام داده و مستحق احترام من شده است. بـنابراين بياييد واقيت گرا باشيم؛ اكثريت ما استطاعت تهيه بنز را نداريم، و درصد بسيار كمتري مي تـوانيم موقيعتي قدرتمند را براي خود خـريداري نماييم. با اين شرايط چگونه ميتوانيم مقداري احترام را بسرعت كسب نماييم؟

در اين قسمت هفت نكته وجود دارد كه احتــرام شـما را تضمين نمي كند اما شما را در جهتي صحيح هدايت خواهد كرد. آنچكه بايد بخاطر داشته بـاشيد آن است كه اين نكات نبايد فقط يكبار انجام شده و سپس فراموش گردند، بلكه بايد به عنوان بخشي از سبك زندگي و تصوير جديدي كه در نظر داريد دربيايند.

 

7 روش براي كسب احترام

لباس مناسب بپوشيد

صرفه نظر از اينكه در گذشته چه كار كرده ايد، چقدر پول در حـساب بانكي خود داريد، تا چه اندازه مشهور هستيد يا چقدر چاق شده ايـد، يـك شـخص با لباسي شايسته بهتر از يك كهنه پوش مورد توجه قرار ميگيرد.

دهان خود را بسته نگاه داشته و به حقيقت متوسل شويد...

ساكت بمانيد

ميدانم كه همه شما تصور ميـكنيد كـه نـابغه ايد، اما واقيت آن است كه نيستيد. در غير اينصورت نياز به هيچ نصيحتي نداشتـيد و جهان بازيچه اي در كف دستان شما مي بود. بنابراين، چون هنوز چيزهاي زيادي براي آمـوختــن وجـود دارد، بـهتـر اسـت كـه دهـان را بسته نگاه داشته و گوش كرد.

خردمند و مرموز بوده و فقط چــيــزي را كــه لازم اســت بــگوييد. در واقع هيچ چيزي را تا زماني كه مجبور نشده ايد، بيان نكنيد. اشتباهات معمولا توسـط افرادي صورت ميگيرند كه بدون دليلي مناسب زبان به صحبت مي گشايند. هرقدر يك فــرد اطـلاعات كمتري از شما داشته باشد، احتمال ماندن وي در فاصله اي محترامانه بيشتر خواهد شد.

وقتي من كسـي را بـراي اوليـن بـار ملاقات مي كنم، مؤدبانه با او سلام و احوال پرسي نموده و تا دو دقيقه بعد از آن چيزي نمي گويم. در ايـن فـاصــلـه آن فـرد ســاده لوح همه اسرار خود را برايم تعريف كرده است؛ كجا زندگي مي كند، روابطش با همسرش چگونه است، شماره كارت اعتباريش چيست . اگر شما هم در مكالمات خود اينچنين باشيد، آيا كسي حاظر خواهد بود بعد از آن دو دقيقه باز هم برايتان احترام قائل باشد؟

دروغ نگوييد

اگر مجبور به سخن گفتن شديد، به آنچه كه واقعا مي دانيد اكتفا كنيد. دروغ گفتن براي تحت تاثير قراردان و يا جلب احترام ديگران نتيجه معكوس در بر خواهد داشت.

هيچ راهي سريعتر از دروغگويي براي از دست دادن احترام وجود ندارد، بخصوص زماني كه آن دروغگويي با حماقت همراه باشد. اگر چيزي را نميدانيد، بسادگي بگوييد، " مــن در اين مورد نظري نميتوانم بدهم." يك انسان حقيقي كاستي ها و ضـعف هاي خـود را مي پذيرد. اگر طرف ديگر مودب باشد، از شما آنچه كه در تـوانـاييتان است را درخواست نموده، و شما فرصتي پيــدا خواهيــد كــرد كــه در مـورد چيزي صحبت نماييد كه همانند انيشتين جلوه تان دهد.

هرگز لبخند نزنيد ( آن را براي همسرتان نگهداريد )

هر وقت مرد رندي را ميبينم كه هـمـگي دندانهايش را نشان ميدهد، هميشه تصوير يك تمساح به ذهنم خطور ميكند. يك انسان مـحترم، يك انسان هوشيار نيز هست. لبخند زدن ميـتـواند جلوه شما را مخدوش نمـايـد و ممكن است ديگران تصور كنند كه شما يك فروشنده اتومبيل دست دوم هستيد.

از لبخند زدن دوري كنيد تا انساني جدي بنظر آييد كه براحتـي تـحت تـاثير قرار نميگيرد. از هر 10 مورد، 9 مورد طرف مقابل حتي سخت تر تلاش خوهد كرد تا مـوافـقـت شما را بدست آورد. در اين شرايط چه كسي به چه كسي احترام مي گذارد؟

در عوض لبخند مليحانه و نشان دادن دنـدانـهاي همـچون صـدف خـود را هـنگـامي كه با همسران هستيد، از او دريغ ننماييد.

اطمينان و تواضع

افراد با اطمينان تواناي جـذب بسيـار بـيـشتري نـسبت بـه بقيه افراد دارند. اين اطمينان حـتـي اگـر شامل راه رفتن مغرورانه، وضعيت اندام مناسب يا اخـلاق و رفـتـار شـخـصـي خوب باشد، تصـويـر شـخصي تحت كنترل را نمايان مي سازد كه ميداند چه كاري انجام ميدهد و ميتواند كار را به اتـمام برساند. يك انسان مطمئن ميگويد، "شما ميتوانـيـد بـه قابليتهاي من اعتماد كنيد" و "به گفته هاي من احترام بگذاريد."

به چشمان كسي نگاه كنـيـد. يـك انـسـان مـطـمـئـن هيـچـگاه كثيفي را در كفشهايش مشاهده نميكند چرا كه او هرگز نظرش را به پايين نمي افكند.

مرز بين اطمينان و خود بيني را بياد داشته باشيد. اطـمينـان تـعـادل تـوام بـا فـروتنــي و تواضع ميـباشد. فقط انسانهاي نادان فخر فروشي ميكنند. كسي شما را معرفي ميكند و مي گويد، " آقاي فلاني واقعا زرنگ است، شركتش پارسال 100 ميليون سود كرد." شـمـا پـاسـخ مـي دهيــد، "حتــي بــا حرفه اي ترين مهارتهاي رهبري در جـهـان، بـدون سربازان كاركشته و خوب، نمي توانستم كـاري انـجام دهم. يك انسان بتنهايي قادر به صورت دادن چيزي نيست." چه كاري انجام داده ايد؟ شـمـا قـابـليتـهـاي خود را در ضمن تحسين ديگران آشكار نموده ايد. چه انسان متواضعي هستيد.

مؤدب باشيد - احترام و نزاكت را متقابلا رد و بدل نماييد

وقتي كسي را ملاقات ميكنيد، نبايد با بي نزاكتي لـبخنـد بزنيد، اما از طرفي بي ادب نيز نبايد باشيد. محـتـاط بـودن بـه مـعـناي آن نـيست كه نمي توانيد مؤدب باشيد. رفـتـار شايسته نمايانگر خلوص، و خلوص نمايانگر وقار است؛ يك انسان با وقار داراي خصيصه هاي در خور احترام ميباشد.

هيچكسي تا حال بدليل ادب و يا نزاكت زياد دشمنـش بـه جنگ او نرفته است. ادب همچنين به معـنـاي ترسـو بـودن نيست.

حافظه خوبي داشته باشيد

يكي از مسائل مهم و كلـيدي تقويت حافظه است، چون علاوه بر دور نگاه داشتن فرد از اشتباهات احتمالي، بـاعــث امتيازات بيشماري در دنياي كار و تجارت مي گردد. اگر نام فـردي كــه از مـعرفي او 30 ثانيه هم نمي گذرد را بياد نياوريد، مانند يك آدم ابله به نـظـر خواهيد آمد.

بـخـاطر آورن اسـامــي و آنچه كه به شما گفته شده، نشان دهنده اين اسـت كـه فـردي هستيد كه به جزئيات توجه داريد، و نيز دقيق، باهوش و فهيم مي باشــيد. لازم نيست يـك سخـنرانـي طـولاني را بـيـاد بـياوريد؛ بخاطر آوردن يك اسم كافي است، و اين باعث مي گـردد طرف مقابل شما احساس خوبي نمايد ( اگر مطلبي را درمورد فرزندانش بياد آوريد، امتيازتان بيشتر مي گردد ). و او چه فـكري خواهـد كـرد؟ " عـجب مـرد محـتـرمي، دوستش دارم. او حتي اسم مرا بخاطر دارد."

 

 

پايان داستان

من اولين نفري خواهم بود كه مي پـذيرم يـك دانـشمـنـد سفـيـنـه فـضـايي نيستم: اين مشـاوره كـاملا واضــح و روشن است. برخي چيزها را احتمالا از قبل انجام مي دهيـد، و برخي را نه. بكار بستن همگي اين هـفت قـانـون بـه معناي آن است كه مجبوريد سبك زندگي و نحوه رفتار با آشنايان چندين ساله خود را تغيير دهيد، اما اگـر خـواهـان احترام فوري هستيد، بايد بهايش را بپردازيد.

فقط براي چندين روز آنچه را كه گفته شد انجام دهيد،تفاوت را مشاهده خواهيدكرد. در يك رسـتوران خوب با لباسي شيك قدم بگذاريد، در حالي كـه سـرتـان روبـه بالا است و وضـعـيـت انـدام مناسبي داريد، ميزي را انتخاب كـرده و غـذاي خـود را سـفـارش دهـيـد. هنگام انتخاب نوشابه، از پيشخدمـت در مورد نـوشـابـه اي كـه بـا آن آشـنـايـي نداريد، سؤال نماييد.

+ نوشته شده توسط اکتیوترینها |